اختلال اضطرابی چیست؟
اختلالهای اضطرابی گروهی از مشکلات روانی هستند که در آن فرد دچار ترس یا نگرانی شدید و مداوم میشود؛ نگرانیای که معمولا بیشتر از حد طبیعی است و کنترل آن دشوار میشود. فرد ممکن است دائما منتظر وقوع یک اتفاق بد باشد، حتی زمانی که دلیل مشخصی برای این نگرانی وجود ندارد.
علائم اضطراب فقط ذهنی نیستند و میتوانند بدن را نیز تحت تأثیر قرار دهند. تپش قلب، احساس تنگی نفس، تعریق، لرزش، تنش عضلانی، بیقراری، مشکل در خواب و ناتوانی در آرام شدن از علائم شایع آن هستند.
برای مثال، فردی که دچار اضطراب شدید است ممکن است مدام به آینده فکر کند و با خود بگوید: «اگر مشکلی پیش بیاید چه؟» یا «اگر نتوانم از پس این کار بر بیایم چه؟»
افسردگی چیست؟
افسردگی یک اختلال خلقی است که بیشتر با کاهش احساس لذت، انرژی و انگیزه شناخته میشود. فرد افسرده ممکن است احساس غمگینی طولانیمدت داشته باشد یا دیگر از کارهایی که قبلاً برایش لذتبخش بودهاند، لذت نبرد.
علائم افسردگی میتواند شامل احساس بیارزشی، ناامیدی، خستگی مداوم، کاهش تمرکز، تغییر اشتها، اختلال خواب و کنارهگیری از دیگران باشد.
در افسردگی، مشکل اصلی معمولاً این نیست که فرد از چیزی میترسد؛ بلکه ممکن است احساس کند دیگر انرژی یا انگیزهای برای انجام کارها ندارد.
تفاوت اصلی اضطراب و افسردگی در چیست؟
تفاوت مهم این دو اختلال را میتوان اینگونه خلاصه کرد:
اضطراب بیشتر مربوط به آینده است: فرد نگران اتفاقاتی است که ممکن است رخ دهند.
افسردگی بیشتر مربوط به احساس فرد نسبت به خود و زندگی است: فرد ممکن است احساس ناامیدی، بیانگیزگی یا بیارزشی داشته باشد.
در اضطراب، ذهن بیش از حد فعال است و مدام سناریوهای مختلف را بررسی میکند؛ اما در افسردگی، ذهن ممکن است احساس سنگینی، کندی و بی انگیزگی داشته باشد.
آیا ممکن است یک نفر هم اضطراب داشته باشد و هم افسردگی؟
بله. این دو اختلال میتوانند همزمان اتفاق بیفتند و حتی در بسیاری از افراد علائم مشترک دارند. برای مثال، فردی ممکن است هم دائماً نگران باشد و هم به دلیل خستگی ذهنی و فشار روانی، علاقه و انگیزه خود را نسبت به زندگی از دست بدهد.
به همین دلیل تشخیص دقیق تفاوت بین این دو وضعیت همیشه ساده نیست و معمولاً نیاز به بررسی توسط متخصص سلامت روان دارد.
چرا اشتباه نگرفتن اضطراب و افسردگی مهم است؟
شناخت تفاوت این دو اختلال اهمیت دارد، زیرا روش درمان آنها میتواند متفاوت باشد. نوع درمان، انتخاب دارو در صورت نیاز، و تکنیکهای رواندرمانی باید بر اساس علائم اصلی و شرایط هر فرد تعیین شود.
برای مثال، فردی که مشکل اصلی او نگرانی و ترس مداوم است، ممکن است به رویکردهای درمانی متفاوتی نسبت به فردی نیاز داشته باشد که بیشتر با بیانگیزگی و احساس ناامیدی درگیر است.
اگر احساسات منفی، نگرانی یا بیانگیزگی برای مدت طولانی ادامه پیدا کند و روی کار، روابط، خواب یا زندگی روزمره تأثیر بگذارد، بهتر است با یک متخصص سلامت روان صحبت شود.
اضطراب و افسردگی نشانه ضعف شخصیت نیستند؛ اینها اختلالات قابل درمانی هستند که با روشهای مناسب میتوان آنها را مدیریت کرد و کیفیت زندگی را بهبود داد.
دیگران میخوانند : استرس بار چیست؟ نشانهها، علتها و روشهای کنترل فشار روانی
